زهره طحانی متولد سال ۱۳۵۳ در کاشان است. زندگی او از همان سالهای کودکی با یک بیماری پیشرونده استخوانی و محدودیتهای حرکتی همراه شد؛ بیماریای که بهتدریج حرکت او را دشوار کرد و چندین بار او را راهی اتاق عمل کرد.
در دوران راهنمایی، پس از یک حادثه و آسیب بیشتر به پاهایش، ترس از راه رفتن باعث شد سه سال از مدرسه دور بماند. در این مدت، با کمک خانواده در خانه به کار ژاکتبافی مشغول شد و حتی درآمدی هم داشت؛ اما مادرش باور داشت که آینده او نباید به ماندن در خانه محدود شود. با اصرار و حمایت مادر، دوباره به مدرسه بازگشت و خیلی زود به یکی از شاگردان ممتاز کلاس تبدیل شد.
بعد از پایان دوره راهنمایی، با تشویق مادر وارد رشته ریاضیفیزیک شد و پس از مهاجرت خانواده به تهران، در کنکور شرکت کرد و در رشته معلم فنی معماری دانشگاه شریعتی پذیرفته شد. معماری رشتهای سخت و پر از رفتوآمد بود و شرایط جسمی او، مسیر تحصیل را برایش دشوار میکرد؛ اما با کمک خانواده و پشتکار خودش، تحصیل را ادامه داد.
پس از فارغالتحصیلی، قرار بود به عنوان معلم فنی در آموزش و پرورش مشغول به کار شود، اما در زمان معاینه پزشکی، به دلیل شرایط جسمی از استخدام او جلوگیری شد. این اتفاق برای زهره و خانوادهاش بسیار تلخ بود؛ با این حال، همان دری که بسته شد، مسیر تازهای را پیش روی او قرار داد.
او از طریق مادرش با مجتمع رعد آشنا شد و در کلاسهای کامپیوتر، اتوکد و نرمافزارهای تخصصی شرکت کرد. رعد برای او فقط یک مرکز آموزشی نبود؛ محیطی مناسب و دسترسپذیر بود که به او امکان میداد بدون آنکه مدام با پله و مانع روبهرو شود، تواناییهایش را افزایش دهد. همین آموزشها بعدها زمینه ورود او به بازار کار را فراهم کرد.
زهره با کمک یکی از استادانش نخستین تجربه کاری خود را در زمینه نقشهکشی به دست آورد و با وجود مشکلات رفتوآمد، کارش را آغاز کرد. دریافت نخستین حقوق برای او اتفاقی فراموشنشدنی بود؛ آنقدر از اینکه توانسته بود با تخصص خودش درآمد کسب کند احساس غرور میکرد که با اولین حقوقش برای خانواده شیرینی خرید.
در ادامه، تحصیلاتش را در رشته معماری ادامه داد و پس از فارغالتحصیلی، در حالی که همزمان برای مقطع کارشناسی ارشد درس میخواند، به دنبال شغل مناسب بود. بار دیگر با موانعی روبهرو شد، اما این بار نیز یک معرفی و یک فرصت تازه، مسیر زندگی حرفهای او را تغییر داد. او به اداره ساختمان بانک ملت معرفی شد و پس از طی مراحل استخدام و یک دوره کار آزمایشی، به استخدام رسمی بانک درآمد.
امروز زهره طحانی کارشناس طراحی، نقشهکشی، معماری داخلی و دکوراسیون شعب بانک ملت است و در کنار کار، تحصیلات خود را نیز ادامه داده و مدرک کارشناسی ارشد مدیریت پروژه و ساخت را از دانشگاه تهران دریافت کرده است. جالب آنکه موضوع پایاننامه او نیز به یکی از دغدغههای اصلی زندگیاش اختصاص داشت: بررسی مشکلات مناسبسازی ساختمانهای عمومی و بانکها برای استفاده افراد دارای معلولیت.
مسیر زندگی زهره طحانی، مسیری از مدرسهای با پلههای دشوار، تا دانشگاه و محیط کار است؛ مسیری که در هر مرحله، مانعی تازه سر راهش قرار گرفت، اما هر بار راه دیگری برای ادامه دادن پیدا کرد.
او امروز نهتنها به عنوان یک متخصص معماری و طراحی در بانک ملت فعالیت میکند، بلکه درباره مناسبسازی، حضور اجتماعی افراد دارای معلولیت و ضرورت تغییر نگاه جامعه نیز صحبت میکند و معتقد است افراد دارای معلولیت باید آنقدر در جامعه حضور داشته باشند تا دیده شوند، پذیرفته شوند و حقوقشان به رسمیت شناخته شود.
داستان زهره طحانی، روایت زنی است که هر بار دری به رویش بسته شد، مسیر دیگری را پیدا کرد؛ همانگونه که خودش میگوید: «گر خداوند ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری.»
تو هم روایتی داری؟
روایتت رو بنویس؛ اگه دوست داشتی عکس یا صدات رو هم بفرست. بعد از بررسی تیم مربع آبی، روایتت اینجا کنار بقیه روایتها منتشر میشه.
روایت خودت رو اضافه کن