مریم جوانمرد
مترجم زبان اشاره و صدای خانوادههای کُدا
۳ دقیقه مطالعه · فصلنامه توانیاب، شماره ۹۳
مریم جوانمرد مترجم زبان اشاره و از خانواده کُدا (CODA) است؛ یعنی فرد شنوا که والدین ناشنوا دارد. پدر و مادر او هر دو ناشنوا هستند و او از کودکی، علاوه بر فرزند خانواده بودن، بهتدریج نقش مترجم و واسطه ارتباطی والدینش با جامعه را بر عهده گرفته است. او در رشته نقاشی تحصیل کرده، اما بخش مهمی از زندگی حرفهای و اجتماعیاش به زبان اشاره و مسائل افراد ناشنوا اختصاص یافته است.
کودکی متفاوت؛ بزرگشدن زودهنگام
جوانمرد از کودکی با چالشهای خاص فرزندان والدین ناشنوا روبهرو بوده است. تا هفتسالگی نزد پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکرد و پس از بازگشت به خانه، خیلی زود مسئولیتهای سنگینی بر عهدهاش قرار گرفت. از حدود هفتسالگی مترجم کوچک پدر و مادرش شد و در کارهایی مانند مراجعه به بانک، خرید، مراجعه پزشکی و ثبتنام برادرانش در مدرسه به خانواده کمک میکرد. این مسئولیتها باعث شد از کودکی احساس کند باید حامی خانواده باشد.
«صدای کسانی هستیم که نمیتوانند حرف بزنند»
او زبان اشاره را از خود ناشنوایان آموخت و بعدها به سطحی از تسلط رسید که در بسیاری از موقعیتها مترجم و همراه ناشنوایان باشد. خودش درباره نقش فرزندان شنوا در خانوادههای ناشنوا میگوید: «ما صدای کسانی هستیم که نمیتوانند حرف بزنند و گوش کسانی هستیم که نمیتوانند بشنوند.» او تأکید دارد که جامعه گاهی با پرسشها و نگاههای ناآگاهانه، زندگی ناشنوایان و خانوادههایشان را دشوارتر میکند.
مترجمی که فعالیتش فراتر از یک شغل است
جوانمرد مترجمی زبان اشاره را صرفاً یک شغل نمیداند و میگوید بخش زیادی از زندگی خود را صرف حل مشکلات ناشنوایان کرده است. شماره تماس خود را در اختیار برخی بیمارستانها گذاشته تا در مواقع نیاز بتوانند از او کمک بگیرند. او همراه ناشنوایان به بیمارستان، مطب پزشک، دادگاه و دادگستری میرود و برای آنها ترجمه میکند.
یک تجربه مهم؛ مناسبسازی کاخ گلستان
از فعالیتهای قابل توجه او، همکاری با مدیریت کاخ گلستان برای دسترسپذیرتر کردن این مجموعه برای ناشنوایان است. او برای بخشهای مختلف کاخ، فیلمهایی با توضیحات به زبان اشاره تهیه کرد تا ناشنوایان بتوانند با تاریخ و محتوای این مکان آشنا شوند.
دغدغه اصلی؛ به رسمیت شناختن زبان اشاره
مهمترین دغدغه جوانمرد، ترویج و جدی گرفتهشدن زبان اشاره و فراهمشدن امکان ارتباط و آموزش برای ناشنوایان است. او تجربه ترجمه همزمان مطالب دانشگاهی برای دانشجویان ناشنوا را داشته و معتقد است کمبود مترجم و امکانات آموزشی، یکی از مشکلات جدی دانشجویان ناشنواست.
کُدا؛ هویتی که دیر شناخته شد
یکی از جذابترین بخشهای زندگی او، تجربه هویتی فرزندان والدین ناشنواست. او میگوید بسیاری از کُداها در کودکی حتی نمیدانند جایگاه و هویت مشترکی با دیگر فرزندان والدین ناشنوا دارند. به گفته او، فیلم «من کُدا هستم» باعث شد بسیاری از این افراد خود را با واژه «کُدا» تعریف کنند و احساس کنند تنها نیستند. او علاقهمند است برای تشکیل انجمنی ویژه کُداها نیز پیشگام شود.
سینما و فرهنگسازی
جوانمرد معتقد است فیلم و رسانه میتوانند نقش بسیار مهمی در شناخت جامعه از ناشنوایان و کُداها داشته باشند. او در ترجمه فیلم «حوض نقاشی» به زبان اشاره نقش داشت و با پیشنهاد او، برای ناشنوایان اکران ویژه برگزار شد که با استقبال آنان روبهرو شد. همچنین درباره فیلم «من کُدا هستم» معتقد است رسانه میتواند به معرفی تجربه واقعی زندگی کُداها کمک کند.
نگاه او به زندگی و آینده
تمرکز اصلی او همچنان بر ناشنوایان، بهویژه کودکان و خردسالان ناشنوا و خانوادههای آنان است. او به آگاهیبخشی خانوادهها درباره انتخابهای مربوط به آموزش و توانبخشی کودکان ناشنوا توجه ویژه دارد و معتقد است کودکان کُدا نیز به حمایت و شناخت بیشتری نیاز دارند.
تو هم روایتی داری؟
روایتت رو بنویس؛ اگه دوست داشتی عکس یا صدات رو هم بفرست. بعد از بررسی تیم مربع آبی، روایتت اینجا کنار بقیه روایتها منتشر میشه.
روایت خودت رو اضافه کن