سعیده دشتبانی متولد سال ۱۳۶۳ در کرمانشاه است. او به دلیل فلج مغزی از بدو تولد با حرکات اضافی در ناحیه صورت مواجه بود، اما خانوادهاش هیچگاه اجازه ندادند این تفاوت، تصویری متفاوت از تواناییهایش در ذهن او بسازد. سعیده در مدارس عادی تحصیل کرد، در اردوها و برنامههای مدرسه حضور داشت و تا سالهای ابتدایی دبستان حتی تصور نمیکرد با دیگران تفاوتی دارد.
با این حال، همه چیز همیشه به همین سادگی نبود. اگرچه همکلاسیهایش او را پذیرفته بودند، اما گاهی رفتار بزرگترها به او یادآوری میکرد که جامعه هنوز آمادگی پذیرش تفاوتها را ندارد. او در کلاس پنجم دبستان با جملهای تلخ از سوی مدیر مدرسه روبهرو شد؛ مدیری که از ثبتنام او به دلیل شرایط جسمیاش خودداری کرد، در حالی که سعیده یکی از دانشآموزان ممتاز مدرسه بود.
او تحصیلاتش را ادامه داد و پس از دریافت مدرک کارشناسی نرمافزار کامپیوتر، وارد مرحلهای دشوارتر شد؛ پیدا کردن کار. در همدان به مراکز مختلفی برای کاریابی مراجعه کرد، اما برخوردهای تبعیضآمیز باعث شده بود از کار کردن در محیطهای عمومی هراس داشته باشد. با این حال، به اصرار مادر که استقلال مالی و ایستادن روی پای خود را برایش ضروری میدانست، به دنبال یادگیری مهارت رفت و در دورههای فنی و حرفهای، طراحی شبکه را آموخت.
پس از انتقال خانواده به تهران، مسیر تازهای آغاز شد. سعیده برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد تلاش کرد، اما در نهایت تصمیم گرفت به جای ادامه مسیر صرفاً دانشگاهی، مهارتهای حرفهای خود را تقویت کند. آشنایی او با مرکز رعد، نقطه عطف مهمی در این مسیر بود. او در کلاسهای زبان و کورل شرکت کرد و بعدتر در دانشگاه علمی کاربردی رعد به عنوان دستیار استاد فعالیت کرد.
در رعد، آشنایی با مهندس محسن توسلی نگاه سعیده را نسبت به آینده شغلیاش تغییر داد. او که بیشتر به ادامه تحصیل و گرفتن مدرک فکر میکرد، با تشویق استادش به سمت یادگیری برنامهنویسی و مهارتهای مورد نیاز بازار کار رفت. حاصل این مسیر، طراحی نرمافزارهای مختلف از جمله ماشینحساب و فرهنگ لغت و در نهایت توسعه نرمافزار ارسال پیامک انبوه برای رعد بود؛ پروژهای که حدود یک سال و نیم برای تکمیل آن تلاش کردند.
در ادامه، سعیده با شرکت چارگون آشنا شد و پس از شرکت در دورههای مهارتآموزی، رزومهنویسی و آمادگی شغلی، ابتدا به عنوان کارورز وارد این شرکت شد و سپس به استخدام رسمی درآمد. او امروز در حوزه لجستیک چارگون فعالیت میکند و طراحی و مسئولیت نرمافزار املاک این مجموعه را بر عهده دارد؛ نرمافزاری که خودش آن را یکی از «فرزندان» حرفهای خود میداند، چون آن را خلق کرده و توسعه داده است.
اما مسیر اشتغال برای سعیده تنها به دست آوردن یک شغل ختم نشد. حضور در محیط کار به تدریج اعتمادبهنفس او را افزایش داد و به او استقلال شخصیتی و مالی بخشید. در این مسیر، «کاریار» رعد نیز نقش مهمی در حمایت روحی و حرفهای از او داشته است؛ بهویژه در زمانهایی که فشار کاری، نگرانی از اخراج یا برخوردهای نامناسب اجتماعی باعث میشد به ترک کار فکر کند.
سعیده حالا معتقد است آنچه برای ورود به بازار کار اهمیت دارد، تنها مدرک دانشگاهی نیست؛ بلکه مهارت، توانایی حل مسئله، سازگاری با نیازهای کارفرما و مشتری و توانایی ارتباط با همکاران است. او که زمانی در برقراری ارتباط با دیگران مشکل داشت، با شرکت در دورههای هوش هیجانی رعد و تجربه مربیگری روبیک، توانست مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کند.
او برای آینده آرزوهایی مانند داشتن خانه، رانندگی و رفتوآمد با خودروی شخصی دارد؛ اما آرزوی بزرگترش این است که روزی بتواند آنچه رعد برای او انجام داده، برای دیگر افراد دارای معلولیت انجام دهد.
سعیده دشتبانی معتقد است نباید منتظر معجزه ماند؛ چراکه معجزه زمانی اتفاق میافتد که انسان خودش قدم اول را بردارد. به باور او، نمیتوان نگاه دیگران را تغییر داد، اما میتوان نگاه خود را به زندگی تغییر داد و با تکیه بر تواناییها، از خانه بیرون آمد، کار کرد، استقلال پیدا کرد و چیزی را خلق کرد.
با سعیده دشتبانی، برنامهنویس شرکت چارگون، درباره مسیر تحصیل و اشتغال، آشنایی با رعد، نقش اشتغال حمایتی، تجربه حضور در محیط کار و راههای رسیدن به استقلال گفتوگو کردهایم.
تو هم روایتی داری؟
روایتت رو بنویس؛ اگه دوست داشتی عکس یا صدات رو هم بفرست. بعد از بررسی تیم مربع آبی، روایتت اینجا کنار بقیه روایتها منتشر میشه.
روایت خودت رو اضافه کن