رفتن به محتوای اصلی
همه روایت‌ها
روایت ۰۸

مینا نصر

روایت یک مادر اهل افغانستان، روزنامه‌نگار و مستندساز از زندگی با دو فرزند دارای اوتیسم

۳ دقیقه مطالعه · فصلنامه توان‌یاب، شماره ۹۳

مینا نصر کنار دو پسرش روی مبل

مینا نصر، متولد قم و اصالتاً افغانستانی و ساکن تهران است. او مادر پنج فرزند، شامل سه دختر و دو پسر است. دو پسر او، امیرحسین ۱۶ ساله و پارسا ۱۳ ساله، با اوتیسم مواجه هستند و امیرحسین اوتیسم شدید دارد.

مینا در رشته الهیات تحصیل کرده و در مقطع کارشناسی ارشد تاریخ نیز ادامه تحصیل داده، اما به دلیل شرایط و بیماری شدید فرزندش، تحصیل را رها کرده است. او دوره‌های مختلف خبرنگاری، گزارشگری، ویراستاری، گزارش‌نویسی و مستندسازی را گذرانده و سابقه فعالیت رسانه‌ای در افغانستان و ایران دارد.

زندگی در میان مهاجرت، مادری و روزنامه‌نگاری

مینا در سال ۱۳۹۴ همراه پنج فرزندش از ایران خارج شد و قصد داشت از مسیر ترکیه به آلمان برود؛ چراکه بر اساس مطالعاتش، آلمان را دارای امکانات مناسب آموزشی و درمانی برای کودکان دارای اوتیسم می‌دانست؛ اما در مرز ایران و ترکیه دستگیر و به افغانستان بازگردانده شد و به دلیل از بین رفتن مدارک اقامت، چند سال در کابل ماند.

در کابل، در کنار فعالیت در خبرگزاری‌ها به‌عنوان نویسنده، تهیه‌کننده خبر و گزارشگر، به دنبال امکانات آموزشی و توانبخشی برای فرزندانش بود. پس از بازگشت به ایران نیز فعالیت رسانه‌ای خود را ادامه داد و اکنون به‌عنوان گزارشگر و تولیدکننده محتوا فعالیت می‌کند.

تجربه مادری که به روایت تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های مینا، تبدیل تجربه شخصی و دشواری‌های زندگی فرزندانش به روایت و مستند است.

او درباره امیرحسین مستند کوتاه «تنهایی‌های یک امیر» را ساخت؛ فیلمی درباره تنهایی یک نوجوان دارای اوتیسم شدید، رفتار او در خانه و جامعه و واکنش او به شلوغی و سروصدا. این فیلم در جشنواره ارغوان در جمع ۱۰ فیلم برتر قرار گرفت و لوح تقدیر دریافت کرد.

او همچنین از پارسا فیلم کوتاهی با عنوان «شاید زندگی همین باشد» ساخت که بخشی از رابطه او با پدرش را روایت می‌کند.

دغدغه اصلی؛ نگاه جامعه به کودکان دارای اوتیسم

بخش مهمی از تجربه مینا، مواجهه با نگاه و رفتار جامعه است. او می‌گوید در قم، کابل، مشهد و تهران بارها شاهد ترس، فاصله گرفتن و حتی اعتراض مردم نسبت به حضور فرزندانش در کنار سایر کودکان بوده است.

او تأکید دارد که حضور کودکان دارای اوتیسم در جامعه و در کنار سایر کودکان، می‌تواند برای هر دو گروه مفید باشد؛ کودکان دارای اوتیسم مهارت‌های اجتماعی را یاد می‌گیرند و سایر کودکان نیز با تفاوت‌ها آشنا می‌شوند و از آنها نمی‌ترسند.

یک نگاه متفاوت به آموزش

یکی از نکات مهم و قابل تأمل در صحبت‌های مینا، نقد نوع آموزش کودکان دارای اوتیسم و افراد دارای معلولیت است.

او معتقد است در کنار آموزش‌های معمول، باید مهارت‌های زندگی و حضور مستقل در جامعه نیز جدی گرفته شود؛ مهارت‌هایی مانند استفاده از مترو و اتوبوس، عبور از خیابان و خرید از مغازه.

جمله کلیدی او:

کاش در مدارس استثنایی به‌جای خواندن و نوشتن، مهارت‌های رفتاری مثل سوار و پیاده شدن از مترو و اتوبوس، خرید از مغازه و رد شدن از خیابان را یاد می‌دادند.

دغدغه‌ای فراتر از خانواده خودش

مینا تنها درباره فرزندان خودش صحبت نمی‌کند. او معتقد است جامعه باید با کودکان دارای اوتیسم و خانواده‌های آنها بیشتر آشنا شود و رسانه و مستندسازی می‌توانند در این زمینه نقش مهمی داشته باشند.

او علاقه دارد در آینده نیز درباره کودکان دارای اوتیسم مستند بسازد تا مردم با دنیای این کودکان و دشواری‌های خانواده‌هایشان بیشتر آشنا شوند.

روایت بعدی:زهره طحانی

تو هم روایتی داری؟

روایتت رو بنویس؛ اگه دوست داشتی عکس یا صدات رو هم بفرست. بعد از بررسی تیم مربع آبی، روایتت اینجا کنار بقیه روایت‌ها منتشر می‌شه.

روایت خودت رو اضافه کن
پشتیبانی