رفتن به محتوای اصلی
همه روایت‌ها
روایت ۰۱

یزدان کاویان‌نژاد

از یک حادثه تلخ تا بازسازی زندگی، تحصیل، هنر و ورزش

۴ دقیقه مطالعه · فصلنامه توان‌یاب، شماره ۸۳

یزدان کاویان‌نژاد روی ویلچر، کنار یک نوجوان در خانه

یزدان کاویان‌نژاد، متولد ۱۳۶۱ در سوادکوه است و تا ۳۰سالگی در این شهرستان زندگی کرده و سپس به تهران آمده است. در سال ۱۳۹۲، در حالی که همراه همسر و فرزند یک‌ساله‌اش، عرشیا، در جاده دماوند بود، دچار سانحه رانندگی شد و در پی این حادثه، به ضایعه نخاعی از ناحیه کمر مبتلا شد.

این حادثه مسیر زندگی او و خانواده‌اش را به‌طور جدی تغییر داد؛ اما داستان او فقط روایت یک حادثه نیست، بلکه روایت بازگشت تدریجی به زندگی مستقل، تحصیل، هنر، ورزش و تلاش برای حفظ زندگی مشترک است.

نقطه عطف؛ یک تلنگر تعیین‌کننده

چهارده ماه نخست پس از حادثه، یزدان در کنار خانواده‌اش در سوادکوه زندگی می‌کرد و به دلیل حمایت و مراقبت اطرافیان، بسیاری از کارهای شخصی‌اش را دیگران انجام می‌دادند. خودش می‌گوید این حمایت‌ها به‌تدریج او را وابسته کرده بود.

نقطه عطف زمانی اتفاق افتاد که دوست برادرش، که خود فردی دارای ضایعه نخاعی و قهرمان پارالمپیک بود، به دیدنش آمد و با صراحت از او خواست از رختخواب بیرون بیاید و کارهای شخصی‌اش را خودش انجام دهد.

این برخورد اگرچه ابتدا برای یزدان و مادرش ناراحت‌کننده بود، اما به یک تلنگر مهم برای بازگشت به استقلال تبدیل شد. او از روز بعد تلاش کرد کارهای شخصی‌اش را خودش انجام دهد و ۱۴ ماه پس از حادثه، بدون اطلاع خانواده، به‌تنهایی به تهران بازگشت.

بازسازی زندگی مشترک

بازگشت یزدان به تهران تأثیر مهمی بر زندگی خانوادگی او داشت. او و همسرش، محبوبه اذکات، که پیش از حادثه نیز زندگی مشترکی را آغاز کرده بودند، پس از یک دوره سخت و فاصله اجباری، توانستند دوباره زندگی خود را سامان دهند.

یزدان از همسرش به‌عنوان فردی شاغل، تحصیل‌کرده و فعال یاد می‌کند و یکی از پیام‌های مهم تجربه زندگی مشترک خود را وفاق، همدلی و شناخت متقابل زوجین می‌داند.

او تأکید می‌کند که تفاوت‌های فکری میان زوج‌ها طبیعی است و برای ادامه زندگی مشترک باید بر همدلی و شناخت علایق و توانایی‌های یکدیگر تمرکز کرد.

تحصیل و ورود به مسیر جدید

پیش از حادثه، یزدان اپراتور دستگاه چاپ بنر و استند بود و همزمان در رشته حقوق تحصیل می‌کرد. پس از حادثه، به دلیل مناسب نبودن بسیاری از دانشگاه‌ها، مدتی از ادامه تحصیل منصرف شد؛ اما آشنایی با دانشگاه علمی‌کاربردی رعد مسیر تازه‌ای برای او ایجاد کرد.

او مدرک کاردانی روابط عمومی را از این دانشگاه دریافت کرد و سپس تحصیل در رشته حقوق را در دانشگاه آزاد سوادکوه ادامه داد.

معرق؛ هنر، توانبخشی و درآمد

آشنایی با کلاس معرق و استاد خالقی در رعد یکی از نقاط مهم تغییر مسیر زندگی او بود. یزدان معرق را فقط یک هنر نمی‌داند؛ بلکه آن را نوعی هنردرمانی، توانبخشی و مسیر دستیابی به درآمد معرفی می‌کند.

فروش نخستین تابلوی معرق، برای او تجربه مهمی بود؛ زیرا نشان داد می‌تواند با مهارت و هنر خود درآمد کسب کند.

او اکنون بخشی از کارهای ظریف معرق را در اتاق کار منزل و مراحل دیگری مانند برشکاری و سیلرکاری را در کارگاه انجام می‌دهد و امیدوار است کلاس‌های معرق رعد دوباره راه‌اندازی شود.

ورزش؛ از معرق تا تیراندازی

در سال ۱۳۹۷ با پیشنهاد دوست برادرش وارد رشته تیراندازی شد. شباهت این رشته با معرق، یعنی نیاز به تمرکز، باعث شد یزدان خیلی زود در تیراندازی پیشرفت کند.

او در مسابقات باشگاهی تهران دو بار مقام اول را به دست آورد و در مسابقات تیم ملی نیز اول شد و به اردوی تیم ملی راه یافت.

شیوع کرونا تمرین‌های او را برای دو سال متوقف کرد و مشکلات مالی برای تهیه تفنگ نیز ادامه فعالیت حرفه‌ای او را دشوار کرد. با این حال، همچنان آرزوی پوشیدن پیراهن تیم ملی تیراندازی را دارد.

استقلال؛ از حمل‌ونقل تا خودروی شخصی

یکی از بخش‌های مهم تجربه یزدان، تلاش برای استقلال در رفت‌وآمد است. او ابتدا از سامانه حمل‌ونقل افراد دارای معلولیت استفاده می‌کرد، اما دشواری رفت‌وآمد باعث شد برای استقلال بیشتر، خودروی شخصی تهیه کند و روی آن بالابر نصب کند.

این تجربه نشان می‌دهد که برای او استقلال فقط به انجام امور شخصی محدود نبوده و دسترسی به حمل‌ونقل نیز بخش مهمی از بازگشت به زندگی اجتماعی بوده است.

روایت بعدی:نازیلا صادقی

تو هم روایتی داری؟

روایتت رو بنویس؛ اگه دوست داشتی عکس یا صدات رو هم بفرست. بعد از بررسی تیم مربع آبی، روایتت اینجا کنار بقیه روایت‌ها منتشر می‌شه.

روایت خودت رو اضافه کن
پشتیبانی