رفتن به محتوای اصلی
همه روایت‌ها
روایت ۰۲

نازیلا صادقی

بارها از صفر شروع کردم

۴ دقیقه مطالعه · فصلنامه توان‌یاب، شماره ۸۸

نازیلا صادقی با روسری نارنجی، لبخندزنان در برابر بادکنک‌های آبی

نازیلا صادقی در رشته‌های گرافیک و مدیریت تحصیل کرده و از سال ۱۳۹۰ با مجموعه رعد همکاری داشته است. او یک طراح گرافیک، کارآفرین و فریلنسر است که در طول سال‌های فعالیت حرفه‌ای خود چندین بار کسب‌وکار راه‌اندازی کرده، شکست خورده و دوباره از صفر شروع کرده است. امروز نیز با انجام پروژه‌های گرافیکی به‌صورت مستقل کار می‌کند و درآمد خود را صرف یکی از علایق اصلی زندگی‌اش، یعنی سفر و جهانگردی می‌کند.

زندگی با یک بیماری نادر

نازیلا با بیماری مادرزادی Osteogenesis Imperfecta یا «استخوان‌سازی ناقص» زندگی می‌کند؛ بیماری‌ای که موجب شکنندگی استخوان‌ها می‌شود. پاهای او بیشتر درگیر این بیماری بوده و از کودکی تاکنون بیش از ۳۰ بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است.

او دوران کودکی و مدرسه را با کمک مادرش پشت سر گذاشت؛ تا کلاس پنجم امکان راه رفتن نداشت و مادر او را به مدرسه می‌برد و می‌آورد. بعدها با تقویت استخوان‌ها، راه رفتن با عصا و بریس را آغاز کرد و دانشگاه را نیز به‌تنهایی با اتوبوس و تاکسی رفت‌وآمد می‌کرد.

نقطه مهم زندگی حرفه‌ای

آشنایی نازیلا با رعد از طریق یک اتفاق ساده در اتوبوس شکل گرفت. او پس از آشنایی با دوره‌های آموزشی رایگان رعد، در رشته گرافیک آموزش دید و بعدها در دانشگاه علمی‌کاربردی رعد مشغول به کار شد.

در سال ۱۳۹۰ با تشویق یکی از مدیران رعد در مسابقات ملی ابیلیمپیک شرکت کرد و در رشته طراحی پوستر مقام اول را به دست آورد. سپس به مسابقات جهانی کره جنوبی اعزام شد و با وجود شکستگی پا و درد شدید، در مسابقات شرکت کرد و مقام پنجم را به دست آورد.

کارآفرینی؛ چند بار شروع از صفر

نازیلا پس از تجربه کار در رعد، شرکت «نویک» را با یکی از دوستانش راه‌اندازی کرد. کسب‌وکار آنها از یک لپ‌تاپ و یک میز شطرنج شروع شد و به یک دفتر و مجموعه‌ای با چند نیروی کاری و تجهیزات چاپ توسعه یافت؛ اما با بحران اقتصادی و افزایش قیمت دلار، کسب‌وکار تعطیل شد.

پس از آن، بار دیگر وارد بازار کار شد. بیش از ۵۰ رزومه ارسال کرد و در مصاحبه‌های متعددی شرکت کرد. به گفته خودش، برخی کارفرمایان پس از دیدن شرایط جسمانی او، برخلاف ارزیابی اولیه از رزومه‌اش، از استخدام او منصرف می‌شدند.

سرانجام در یک کانون تبلیغاتی استخدام شد و با عملکرد حرفه‌ای خود توانست شاهین طلایی تبلیغات کشوری را دریافت کند. پس از تجربه چند محیط کاری دیگر، دوباره کسب‌وکار مستقل خود را با نام «نون صاد» راه‌اندازی کرد و فعالیتش را به‌صورت فریلنسری و دورکاری ادامه داد.

سفر؛ بخش مهمی از زندگی نازیلا

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های زندگی نازیلا، علاقه جدی او به سفر است. او معتقد است سفر فقط تفریح نیست، بلکه تجربه‌ای است که نگاه انسان به خودش و جهان را تغییر می‌دهد.

اولین سفر خارجی او در سال ۱۴۰۰ به نپال بود. یکی از مهم‌ترین تجربه‌هایش در این سفر، طی کردن حدود ۱۵۰۰ پله با عصا برای تماشای طلوع خورشید در ارتفاعات بود. همچنین در این سفر به‌عنوان یک دختر ایرانی دارای معلولیت، تجربه پرواز با پاراگلایدر را داشت.

او پس از آن به کشورهای دیگری از جمله ترکیه و فیلیپین سفر کرد و در فیلیپین تجربه‌هایی مانند سفر دریایی، بازدید از جزایر و شنا با کوسه‌نهنگ را تجربه کرد.

یک نگاه متفاوت به معلولیت و سفر

نازیلا در سفرهایش فقط به دنبال گردش نیست؛ نگاه مردم به فرد دارای معلولیت را نیز مشاهده و بررسی می‌کند. واکنش مردم به او هنگام بالا رفتن از پله‌ها با عصا، برایش به نوعی تجربه مطالعاتی تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین برداشت‌های او از سفر نپال این بود:

«در سفر نپال نگاهم نسبت به خودم تغییر کرد و فهمیدم که محدودیت من، بیشتر در ذهنم است تا در بدنم.»

پیام کلیدی نازیلا

نازیلا بارها در زندگی حرفه‌ای و شخصی خود به نقطه صفر رسیده، اما دوباره شروع کرده است. نگاه او به زندگی بر استقلال، تلاش، یادگیری، تجربه کردن و استفاده حداکثری از فرصت‌های زندگی استوار است.

روایت بعدی:مریم جوانمرد

تو هم روایتی داری؟

روایتت رو بنویس؛ اگه دوست داشتی عکس یا صدات رو هم بفرست. بعد از بررسی تیم مربع آبی، روایتت اینجا کنار بقیه روایت‌ها منتشر می‌شه.

روایت خودت رو اضافه کن
پشتیبانی